قهرمان ميرزا عين السلطنه
461
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دو كبوتر به يك تير سرتاخت در هوا زدم . دو مرتبه هم كلاه را به قيقاج زدم . وصف ملاير - رعيت پادار ملاير دهات آباد حاصلخيز دارد . مثل نهاوند نيست . اغلب زراعت بلكه تمامش ديم است . گندم خوب و رعيت پادار صاحب دولت دارد . تمام چيزش برعكس نهاوند است . سيصد و هشتاد بلكه چهارصد پارچه آبادى دارد . نهاوند به همه جهت هشتاد الى صد قريه دارد . ليكن شهرش بزرگتر است . شهر دولتآباد دو هزار خانوار بيش نيست و ماليات خيلى كمى دارد . ملاير به آن آبادى و بزرگى و حاصلخيزى سى و پنج هزار تومان ماليات دارد . اين شهر و دهات خراب لميزرع سى هزار تومان ماليات دارد . خيلى بار سنگين دارد و خيلى سخت است . وصول ماليات حقيقت جبر و ستم است . مختصر هوا سرد بود ، مثل اول چله سرد كرده بود . يك ساعت به غروب مانده وارد دولتآباد شدم . آقاى عماد السلطنه در حياط مشغول راه رفتن بودند . فورا زير كرسى رفتم . شب لله الحمد خوش گذشت . صحبتهاى جناب و آقاى عماد السلطنه خيلى لذت دارد . پارك سيف الدوله روز چهارشنبه - بعد از ناهار در ركاب آقاى عماد السلطنه سوار شديم . جناب هم بود . پارك سيف الدوله رفتيم . سه سال قبل كه حاكم بود پنج شش خالصهء بسيار خوب جهت خودش برداشته در يكى از خالصههاى نزديك شهر باغ و عمارت و قلعهء خوبى ساخته . مثل طهران « پارك » اسمش را گذاشته . پشت پارك قيقاج زيادى انداختم . چهار مرتبه كلاه را زدم . آقاى عماد السلطنه يك مرتبه زدند . سوار نهاوندى خصوصا خداداد خان ياور معركه كردند . حقيقت سوارهاى قابلى دارد . يك نفرش در ملاير پيدا نمىشود جز دو نفر از پسرهاى حاجى اسد خان . در پارك چايى خورديم . درياچهء خوبى داشت . طبيعى ساخته شده بود . آب زيادى در جويها روان بود . خيابانها و اشجار خوبى داشت . مصفا بود . يك غاز در درياچه بود . تولهها كمك كرده به آب رفته آخر الامر غاز را هلاك كردند . هرچه كرديم نشد كه رها كنند . غروب منزل آمديم . پنجشنبه سيم - صبح با شاهزاده رئيس تلگرافخانهء نهاوند كه ملاير ديدن رفته بود سوار شديم . در حسينآباد ناهار خورديم . باد سخت بدى مىآمد . خيلى صدمه زد . وقت دير بود لاعلاج سوار شده بالاى گردنه طورى شد كه اسب و آدم را برمىگرداند . هرچه سنگ بود به سر و صورت مىزد . نيم ساعت به آن زحمت و مشقت ايستاديم . همينطور سنگ به سر و صورت ما مىخورد . راه چاره مسدود شده بود . هرقسم بود راه افتاديم . پائين گردنه باد ايستاد . لله الحمد غروب سلامت وارد شديم . خيلى تلخ و بد گذشت .